ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

303

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

آشكار ساخت و خليفه را تهديد كرد و برايش پيغام فرستاد كه : « رسولى را نزد سلطان محمود بفرست و او را به بغداد دعوت كن . اگر اين كار را كردى ، فبها ، و گر نه هر كار كه صلاح دانستم خواهم كرد . » پاسخ پيام او چنين بود : « باز گرداندن سلطان به بغداد غير ممكن است ، چون او از همدان رفته است . ولى ما ميان تو و او را آشتى خواهيم داد . » كسى كه اين پاسخ را به او رساند شيخ الشيوخ اسماعيل بود . دبيس نيز ديگر از فرستادن پيك و پيام براى همدستى با محمود خوددارى كرد و در ماه رجب از بغداد برگشت . در همين ماه ، يعنى ماه رجب ، سلطان محمود به بغداد رسيد . دبيس بن صدقه ، همسر خود را كه دختر عميد الدولة بن جهير بود ، با مال بسيار و هداياى گرانبها به خدمت سلطان محمود فرستاد و از او طلب بخشايش كرد . اما جوابى كه به وى داده شد معلوم مىداشت كه از پذيرفتن درخواست وى خوددارى شده است . لذا او نيز در لجاج و دشمنى خود پايدار ماند و بخاطر ضديت با سلطان محمود به يغماگرى خود ادامه داد . سلطان محمود ، در ماه شوال ، به قصد سركوبى دبيس از بغداد به سوى حله حركت كرد . و براى عبور از آب و رسيدن به حله ، هزار كشتى ترتيب داد . دبيس ، وقتى از حركت سلطان محمود آگاه شد ، كسى را نزد او فرستاد و امان خواست . سلطان محمود نيز او را امان داد . اما قصد دبيس ازين امان خواهى ، بيشتر آن بود كه سلطان محمود را فريب دهد و معطل نگاه دارد كه خود مهلتى براى آماده كردن نيرو